از دیدگاه الکسی دوتوکویل ،دموکراسی به معنای ایجاد برابری شرایط است.جامعه ای دموکراتیک است که درآن همه افراد از نظر اجتماعی برابر باشند. البته از نظر او این برابری به معنای برابری در اندیشه و یا برابری اقتصادی نیست.
برابری اجتماعی از نظر توکویل چنان است که هیچگونه اختلاف و تفاوتی موروثی شرط نباشد و یا انکه همه عناوین و منزلت ها و نیز همه حرفه ها برای همگان دست یافتنی باشند و اگر تفاوتی اساسی در شرایط اعضای یک کالبد سیاسی نباشد،در این صورت باید بطور کلی حاکمیت در دست همه مردم باشد. از این رو توکویل بر آن است که تعریف دموکراسی صرفا به معنای پذیرش برابری در شرایط نیست ،بلکه به معنای پذیرش حاکمیت همه مردم است که بر پایه برابری در شرایط قرار دارد. اصل حاکمیت مردم از طریق قانون رسمیت می یابد. به سخن دیگر توکویل بر آن است که حاکمیت مردم در قوانین تجلی یابد. ودر امور روزمره مراعات گردد. از این رو وی معتقد است که پس از اصول برابری در شرایط و حاکمیت مردم ، یک تعریف سوم هم ضرورت دارد و ان اصل بنیاد دموکراسی است که در واقع از تاثیر افکار عمومی بر می اید. برای انکه افکار عمومی در جامعه تاثیر داشته باشد هر فرد باید مانند سایر افراد جامعه از مسئولیت های خود آگاه باشد و به همان اندازه دارای قدرتی، که همه همشهریان و شهروندان از آن بهره مندند. بدین گونه این فرد از دولت اجتماعی پیروی می کند،چرا که وحدت و یکپارچگی با همشهریان برای او امری نافع و سودمند است.
بدین شکل،دولت دموکراتیک، همان گونه که برابری در شرایط را تامین می کند، مانع از آن است که جامعه تحت تاثیر افراد و یا گروههای سیاسی قرار گیرد. از نظر توکویل یک دولت کاملا دموکراتیک، دولتی است که هیچ اثری از نفوذ و تاثیرات فردی در آن یافته نشود. او معتقد است که تعریف جامعه دموکراتیک با ملاک برابری در شرایز همراه است.
از دیدگاه توکویل دو خطر عمده بر سر راه دموکراسی ها وجود دارد:
1.همه دموکراسی ها استعداد گرایش و تبدیل شدن به استبداد متمرکز را دارند.
2.دموکراسی ها گرایش به گسترش روح تملق و چاپلوسی دارند، چیزی که بطورمتداول به آن مردم فریبی می گویند.
توکویل معتقد است که منش استبداد که دموکراسی مدرن را تهدید می کند، با همه چیزهای دیگر فرق دارد. استبداد مدرن روادارتر و متساهل تر از همزاد باستانی خود است. استبداد مدرن بجای شکنجه انسان ها ،آنها را به سقوط می کشاند. به زبان توکویل استبداد دموکراتیک انسان ها را از اندیشیدن،حس کردن و عمل کردن به وفق خود منع کرده است. از این رو بزرگ ترین تهدید برای دموکراسی مدرن،تمرکز قدرت نزد قانون گذاران است. ازنظر توکویل برخی سازکارهای معین در نهادها و موسسات وجود دارند که می تواند بازدارنده این تهدید باشند. یکی، سازکار جدایی و تفکیک قواست:قوه مقننه که وظیفه نظارت و هماهنگی را دارد،قوه قضاییه مستقل و یک حکومت خودگردان محلی.از دیدگاه وی چون سازوکارهای قانون اساسی نمی توانند به خودی خود ضمانت های لازم را در برابر استبداد تامین کنند. سازوکارهای غیر اسانامه ای مانند انجمنها آزاد و مطبوعات آزاد باید توسعه یابد. (حاکمیت و آزادی-رامین جهانبگلو)
